تبلیغات
اکسیژن - مادر

اکسیژن

everything gonna be alright

مادر

WHEN I CAME DRENCHED IN THE RAIN
وقتی خیس از باران به خانه رسیدم

BROTHER SAID : “ WHY DON’T YOU TAKE AN UMBRELLA WITH YOU?”

برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟

SISTER SAID:”WHY DIDN’T YOU WAIT UNTIL IT STOPPED”

خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟

DAD ANGRILY SAID: “ONLY AFTER GETTING COLD YOU WILL REALIZE”.

پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد

BUT MY MOM AS SHE WAS DRYING MY HAIR SAID”

اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت:

“STUPID RAIN”

باران احمق

THAT’S MOM

این یعنی مادر


-----------------------------------------------------------------


پی نوشت1:متاسفانه چن روزی نمیتونم به کامنتا جواب بدم به وبا سر میزنما ولی بدون کامنت

پی نوشت2:منبعش : وبلاگ تا بی نهایت

پی نوشت3:التماس دعا




[ یکشنبه 8 دی 1392 ] [ 11:15 ق.ظ ] [ پریشاد ]

[ نظرات() ]